اسپانیا اومدیم!
-
تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 16:17
به نظرم باید فوتبال رو با دوستات ببینی ، هر چی میخوای میگی و هر &#
حسرت تموم میشه یه روز
-
تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 16:17
بالاخره یه روزم نوبت ما میشه . #چیطوری_کریس؟ Let's block ads! (Why?)
این جای موندن نیست
-
تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 16:17
ته خط یعنی جایی که من الان ایستادم . وقتی هیشکی کنارت نباشه یع
تبعیض حتی در اعتیاد
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
به نظر من بزرگ ترین عاملی که باعث شده جامعمون به گند کشیده شه ، باعث این همه تفاوت بین ما و غالب اروپایی ها این جمله هاست : " پسره دیگه بزار خوش باشه " " اونا خوش شانس ان حتما بچه اش پسره " " دختر که بلند بلندحرف نمیزنه، نمی خنده، ساکت باش " و حالا جمله گهر بار " ولش کن بدجنس میشن یه موقع " ازجانب ی...
دختر یعنی سکوت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
هدیه روز دختر مسئولین : دوچرخه سواری بانوان در اطراف دریاچه شورابیل ممنوع شد .
کاراگاهان نمی میرند!
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
همیشه تو همه رمان ها ، سریال ها و فیلم ها مجذوب شخصیت کارگاه ها بودم ... اگه حتی جذابیتی نداشته باشن تا آخر داستان امیدوار میمونم! و حالا پیر داغر در مدار صفر درجه ، یک فیلم قدیمی ولی خوش ساخت ... منظورم از خوش ساخت فیلمنامه دل نشینیه که داره ، اون قدر دل نشین که حتی کتابی بودن دیالوگ ها و دوبله باز...
اسپویل لعنتی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
بدترین اتفاقی که میتونست بیفته افتاد مدار صفر درجه اسپویل شد اونم سرگذشت سرگرد فتاحی ... یکی بیاد منو هیپنوتیزم کنه و حافظمو پاک کنه یا آقای فتحی آخر داستانشو عوض کنه .! خیلی بد شد !
در حال حاضر فروش بلیط فقط برای آقایان است
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
در حال حاضر دوچرخه سواری فقط برای آقایان است در حال حاضر طلاق گرفتن و مصون ماندن از حرف مردم فقط برای آقایان است در حال حاضر راحت و بدون نگرانی قدم زدن ، دویدن ، خندیدن ، حرف زدن فقط برای آقایان است در حال حاضر عیاشی و بددهنی بدون هیچ تذکری فقط برای آقایان است در حال حاضر جایز الخطایی فقط برای آقایا...
مردم شهر بهوشید !
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
روی پاهای خودت درد بکش ... تو قیدو بند این شهر نباش یکی از بدترین روزای عمرمو امروز تجربه کردم . تا چند سال گذشته با خودم میگفتم عاشق کشورمم ، عاشق مردمش ، ولی حالا دارم تحمل میکنم ! راست گفتن بی خبری خوش خبریست. آگاهی درد داره ... این روزا این درد لعنتی رو جای تموم مردم شهر تحمل میکنم . #تبعیض #جهل
تاریخچه دیالوگ معروف
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
چرا زینت خودکشی کرد؟!همه چی درست میشد اگه فقط یه کم دیگه تحمل میکرد ... :( و کشف تاریخ دیالوگ " فرصتی که از دست رفت دیگه رفت " #حسن فتحی #مدار_صفر_درجه #شهرزاد #نویسنده :)
نگارا نگاهی ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:31
نیست در این شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
سخته بزرگ شدن ...
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
این روزا اتفاقاتی می افته که منو با خودم بیشتر آشنا میکنه ، اتفاقاتی که اگه سال پیش می افتاد اذیت می شدم . چقدر سخته بزرگ شدن ! گاهی خیلی نیاز پیدا می کنم به توجه ، توجه دوستام برام واقعا مهم شده .! نمی دونم چرا شاید به خاطر این باشه که من با تمام توانم حواسم بهشون هست .شایدم گاهی توقع بی جاست . این
بی ظرفیتی بس است دیگر !
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
قبل از هر چیزی یه دعا کنم به امید استجابت ! "خدایا به هرکی به اندازه ظرفیتش نعمت بده " آمین خدآ اون روز رو نیاره که کسی بالاتر از ظرفیتی که داره موقعیتی یا موفقیتی نصیبش شه ... یعنی تا بدبختت نکنه ول کن نیست ، دیدم که میگما... همچین ادعاش میشه که کسی نمی تونه بهش بگه بالا چشت ابروست آخه بچه ، تا دی
تو همین مسیر که سمتت میام دستامو بگیر
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
داشتم فکر می کردم شاید اتفاقاتی که داره می افته وبهش میگیم بد شانسی ، بدبیاری یا میگیم _ای بابا چرا این جوری شد؟ _این دیگه کیه؟ _ هیشکی منو نمی فهمه! . همه ، فرصت هایی هستن که یه روزی از خدآ خواستیم تا بهمون بده . شاید همون دعاهایی هستن که تو خلوت هامون کردیم و حالا مستجاب شدن ، همه از خدا خواستیم ک
قلب خسته
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
.... ای بانو شوخی نکن چشم خسته بسته میشود قلب خسته می ایستد ...زنبیل پیرزنی را بردم که هیچ نمیشناختم اش ، گفت به خانم سلام برسان با تو صمیمی بود که میگفت خانم؟ بوی رفتن میدهی ، در را باز میگذارم ،وقتی برو که گنجشک ها و ستاره ها خوابند ... دشتی را شخم زدم تا دفنش کردم بد عادت شده بود گاهی جلوتر از م
این نیروی لعنتی
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
خیلی سخته ندویی و خسته شی ... روز اول که تصمیم گرفتم از نو بنویسم ایده های زیادی تو سرم بود الانم هست ولی مسیر ،ایده هامو تبدیل به روزمرگی کرده ، انگار هر روز هدفتو جلو چشات بگیری و به خودت یادآوری کنی که هی تو عقب نکش ! هی یاوری کنی هی یادآوری کنی هی ... بعد یادت بره باید براش تلاش کنی برا تک تک #آ
میشه؟
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
میشه قوی باشم ؟ میشه اونی باشم که تو ذهنمه؟ میشه آروم باشم ؟ میشه قهرمان زندگیم باشم؟ عقب نکشیدم و نمیکشم ولی این کافی نیست مثل اینکه ... کجای دنیام؟ و چقدر همه چیز پوچ و بی ارزشه!
یه مشت حرف بی ربط
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
همه پایان ها تلخ نیست ... مثل پایان امتحان نهایی ...! چیه فکر کردین میخوام ادبی بنویسم ؟ اصلا من دارم با کی صحبت میکنم ؟ ماه هاست که پرنده هم تو این وبلاگ پر نمی زنه ... شده همونی که میخواستم ، دروغه اگه بگم دلم واسه اون روزا تنگ نشده . تقویمو میگیرم جلو چشمم میگم مینا امروز بیست و پنجمه همون روزی ک
اگه راننده تاکسی بودم ...
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
...بعضی چیزا رو نمیشه گفت ،مثل حسی که بعد دیدن یه فیلم عاشقانه داری ! مثل حست وقتی که یکی نقطه ضعفتو به رخ میکشه ، مثل روشدن بی موقع یه دروغ یه تهمت یه ریا درست وقتی که بهت میگن ممنون که با هام صادقی !مثل زمانی که فقط تویی از فیلم یا کتابی ، شخصیتی لذت میبری و بقیه تقریبا متنفرن ازش ... این حجم تف
خدا کجاست؟
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 23:53
خدا واقعا صبوره یا فراموشمون کرده؟ _ خدایا میتونم ازت شاکی باشم؟ _ میتونم ازت بخوام خودتو نشون بدی؟ _خدایا تو رو خدا !